تبليغاتX
ستاره
 

 آره برو ولی بدون این جا یکی می مرد برات   

  باور نکردی عشقشو اگه قسم میخورد برات

 اره برو ولی فقط اینو یادت باشه عزیز اشک زلالتو  جلو چشمه غریبه ها نریز

هیچی نپرس فقط برو ولی فراموشم نکن شمعمو آتیشم بکن برو خاموشم نکن

 

  اگه رفت مهم نیست که به یادم هست یا نه  فراموشم میکنه یا نه چون من خودشو میخوام نه فکرشو

 و یادشه توی زمان جدایی من جوجومو دوس دارم خیلی هر کاری هم که لازم باشه میکنم  اما .... 

به قوله یارو   : ای حضور تو یه بهونه واسه موندن  اما من دارم بهونه ام رو از دست میدم  تا حالاش هم

هر چی در توانم بوده واسه نگه داشتنه بهونه ام کردم  حتی یه چی فراتر از توانم اما حالا دیگه دسته من

نیست دست کس هایی که دم از خدا و دین و ... میزنن  میگه که وقت نداریم میگه نمیشه  اگه مشکلاتمون

حل میشد اگه این کاغذ کثیف لعنتی  رو هم جوجوی من داشت الان این وضع ما نبود  میشه گفت الان همه

کارها دست خودشه اگه نره اگه پیشم بمونه اگه بمونه بمونه بمونه اما حیف که خودش هم  خیلی دلش

میخواد که تن به این کار بده چون زندگیش از این رو به اون رو میشه و من نمیخوام مانع زندگی و

خوشبختیش و أینده اش بشم و متاسفانه نمیتونم ازش هم بگذرم آخه اون عزیزمه جوجومو زندگیمه 

قشنگترین پیوند زندگیم داره از هم گسسته میشه و از من هم دیگه فکر نمیکنم که کاری بر بیاد  

اگه نره و اگه پیشم بمونه  اگه بمونه بمونه بمونه ................

+ نوشته شده در  85/04/29ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 

    

آه اگر باز به سویم آیی دگر از کف ندهم آسانت

ترسم ایت شعله سوزنده عشق آخر آتش

فکند بر جانت

از تنهايي دارم دق مي كنم

 آخه بي معرفت نبايد خبري از خودت به اين ستاره تنها بدي

 تو رو خدا بي خبرم نذار

هميشه به يادتم

+ نوشته شده در  84/12/08ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 

نه فقط از روی تنهای

و دست هاي ليز و لزجش

حلقه به دور بازو ها يم ،

كه من ذره ذره له مي شوم

زير سنگيني اين بار بر دوشم .

مي شنوم ،

صداي گريه ي استخوان هايم

كه خرد مي شوند .

شايد فقط حمال ثانيه ها باشم ،
ا

ما تنها دلخوشي ام اين روزها

بالش خيسي است

كه هنوز

بوي تو را مي دهد .

 

      دوستش دارم  خداوندم دوستش دارم

+ نوشته شده در  84/12/04ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 
روزی

خواهم آمدو پیامی خواهم آورد

در رگ ها نور خواهم ریخت

و صدا درخواهم داد:ای سبد هاتان پر خواب !

سیب آوردم سیب سرخ خورشید

می خواد بره با یه سبد سیب برگرده واسمون دعا کنین

 

 

+ نوشته شده در  84/11/29ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 

 

یک نفر .....

 

یک جایی......

 

            تمام رویا هایش لبخند توست

 

                           و زمانی که به تو فکر می کند

 

احساس می کند که زندگی واقعا با ارزش است

 

                پس هر گاه احساس تنهایی  کردی

 

      این حقیقت را به خاطر داشته باش

 

یک نفر ....

 

یک جایی .....

 

                              در حال فکر کردن به توست

 

+ نوشته شده در  84/11/29ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 

Did you know that if you ask god for something in

 

faith, your wishes are granted?  
 

 آيا ميدانستيد که اگر چيزی رابا ايمان از خداوند بخواهيد به

 

  شما عطا خواهد شد

 

 

اما من به شما میگم حتی اگه حاضر شین به خاطر

 

   داشتن یه چبز تمام زندگی  رو هم فدای خدا کنین بهتون

 

  نمیده پس ازش نخواهین  بذارین ببینیم با این مهربونی

 

  های بی دریغش که منو به آخر رسونده چی کار می

 

خواد  کنه  چند تا بنده اش رو می خواد به حال و روز من

 

بندازه

 

   مگه من هم بنده اش نیستم پس چرا این بلا رو سرم

 

آورده  چرا تو اوج نوجوانی(جوونی هم نه آخه من همش

 

17   سالمه) از زندگی سیرم  کرده ؟

 

          

              کی می تونی جوابمو بدی؟

+ نوشته شده در  84/11/27ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 

  یک لحظه طول میکشه تا از یکی خوشت بیاد!

 

   یک دقیقه طول میکشه که یکی رو بپیچونی!

 

     یک ساعت طول میکشه تا یکی رو دوست داشته باشی!

  

      یک روز طول میکشه تا دلت برای یکی تنگ بشه!

 

     یک هفته میکشه تا به یکی عادت کنی!

 

     و حتی کمتر از یک ماه طول میکشه تا عاشق کسی بشی!

 

      اما یک عمر طول میکشه تا فراموشش کنی!!!

 

                                                  می تونی فراموش کنی؟

           

                          پس از من نخواه که فراموشت کنم!!!!!

+ نوشته شده در  84/11/22ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 
اگر بوش دختر بود
+ نوشته شده در  84/11/17ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 

 

خداوندا!!!

 

مگر ما چه گناهی را مرتکب شده ایم که باید مستحق چنین عذابی شویم؟

 

خداوندا!!!

 

تو نیرومندی و ما ناتوان هستیم.پس چرا بایددر رنج بمیریم؟

 

چرا ما را زیر پایت له می کنیو باما می ستیزی؟

 

تو که مارا باعشق می آفرینی چرا میخواهی با عشق بمیرانی؟

 

با بالهایت بر ما بوسه میزنی آنوقت با دستهای نیرومندت سیلی میزنی!!!

 

در دلم گل سفید می رویانی سپس خار مغیلان گرداگرد آن می کاری!!

 

اکنون از تو میخواهم مرا یاری کنی!(مارا یاری کنی!)

 

پروردگارا !

 

به ما رحم کن!

 

به ما قدرتی ده تا بتوانیم بالهای شکسته مان را درمان کنیم

 

                                                           

+ نوشته شده در  84/11/16ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 

حداقل پنج نفردراين دنياتورادوست دارند،

 

آنقدرکه حاضرندبه خاطرتوبميرند.

 

حداقل پانزده نفردراين دنيا تورابه دلايلي دوست دارند.

 

تنهادليلي که ممکن است کسي ازتومتنفرباشداين است که مي خواهد مثل توباشد.

    

     يک لبخندتومي تواند براي هرکسي خوشبختي بياوردحتي اگراواز تو خوشش نيايد.

 

هرشب کسي بافکرتوبه خواب مي رود.

 

توبراي يک نفريک دنيايي.

 

بدون توشايدکسي نتواند به زندگي ادامه دهد.

 

توفردي بخصوص وبي همتايي امابه روش خودت.

 

کسي که توحتي از وجودش بي خبري تورادوست دارد

 

 

حالا..........

 

 

حداقل یک نفر هست که حاضر نیست به خاطر تو به یک کار بزرگ دست بزنه

 

یک نفر که نمی خواد بفهمه که تو نمی تونی 

 

 نمی خواد بفهمه که نمیشه

 

دست خودش نیست

 

نمی تونه

+ نوشته شده در  84/11/14ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط ستاره کوچولو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
***** ستاره *****

.........مثل یک شب این ستاره را به آغوش کشیدی.........
................بزرگش کردی................
...................با این همه عمری اگر باقی بود..............
.................تا زمانی که خورشیدبه دنیای...............
..................کوچکش سلامی نداده است.............
...............می تابد در آسمانت............
............قد را بهانه مکن.......
.............و او را بچین..........
........ تا دست های خورشید........
.......منفور او را نچیده است.....
....و.....
............آن زمان دیگر دیر شده است..........
............دیر........
...................خیلی دیر..............

××××××××××××××××××××××

خواستن سر آغاز توانستن است
..........در یک روز روشن بود ...........
.........که ستاره ای از آسمانم گذشت...........
........ و من در خاموشی نگاه ها چه به موقع آن را..........
........ از دامان کهکشان چیدم ..............
........و در قلبم پنهان کردم ........
........از ان زمان هر جا هستم می پندارم...........
........ ستاره ام با من است ...........
........شاید من تنها کسی هستم.............
.......وکه توانستم در روز ستاره بچینم..............


نوشته های پیشین
85/04/22 - 85/04/31
84/12/08 - 84/12/14
84/12/01 - 84/12/07
84/11/22 - 84/11/30
84/11/05 - 84/11/21
84/11/08 - 84/11/14
84/11/01 - 84/11/07
84/10/22 - 84/10/30
84/10/05 - 84/10/21
پیوندها
قشنگترین پیوند زندگیم ........
............شیدا............
.............pixy...............
...........yakita...........
..........کلبه یه دل تنگ........
.....پژمان(سفید برفی)........
................امواج........
..........رويا و حمزه ......
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM